سفارش تبلیغ
صبا ویژن
باغ زندگی

حدود یک ماه قبل یکی از هم باشگاهیام که با هم خیلی مَچیم (البته خیلی وقت بود هم دیگرو ندیده بودیم) یه پیامک برام فرستاد: با تمام وجود گناه کردیم اما نه نعمتهایش را از ما گرفت، نه گناهان ما را فاش کرد، اگر اطاعتش کنیم چه می کند؟!

راستشو بگم درطول روز به خاطر کارهای زیادی که دارم فقط پیامکام رو می خونم که اگر کسی کار مهمی داشت جواب بدم ولی اونایی که شعر هستن، یا ... می ذارم شب قبل از خواب می خونم و جواب میدم.

خلاصه این پیام رو وقتی داشتم شب می خوندم، مثل این بود که یکی زده تو گوشم، کاملا هنگ کرده بودم تا اینکه مادرم صدام زد و همون صدا زدن مادرم حکم رستارت کردن منو داشت و به خودم اومد. بعد از اینکه کاری که مادرم می خواست انجام دادم، دوباره اومدم رو تختم دراز کشیدم و یه بار دیگه اون پیامک رو خوندم؛ دوباره رفتم تو خودم و داشتم فکر می کردم که واقعا با تمام وجود گناه کردم ولی هنوز هم که هنوزه نعمت هاشو به ما میده، هیچ، تازه گناهامون رو هم پیش خودش نگه داشته! اگه جواب گناه کردن اونم با تمام وجود این باشه، اگه اطاعتش کنیم واقعا چی کار می کنه؟!!!!

خلاصه این سؤال مثل یه پُتک همش می خورد تو سرم، بعد از گذشت چند روز تازه متوجه شدم که این کار خدا کلی چیز می تونه به ما یاد بده، مثل اینکه جواب بدی، بدی نیست. یا اینکه همیشه هوای رفقامون رو داشته باشم، حتی اگه بدترین کارها رو می کنن، حتی اگه الآن با هم دشمنیم؛ اصلا رفیق نه هوای مسلمون ها رو داشته باشیم، حتی اگه بدترین گناه ها رو انجام میدن، خلاصه خیلی چیزا می تونه یاد بده ...

الآن که حدود یک ماه از اون جریان میگذره هنوزم جوابه اون سؤال رو پیدا نکردم، تازه کلی هم شرمنده هستم که چقدر بد هستم، این رسم وفا نیست. وجدانیش خیلی نامردم ...

راستی به این هم ایمان آوردم که چیزای کوچیک مفاهیم خیلی بزرگی می تونن داشته باشه

به قول همون دوستم: « فلفل نبین چه ریزه، درشتَش زیره میزه »

"  خیلی از چیزای کوچیک هست که واقعا عمیقه  "



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89/8/12 توسط سبحان

عکس

دانلود