سفارش تبلیغ
صبا
باغ زندگی

همه چیز از اراده امام (ره) شروع شد که تصمیم گرفت، جمهوری اسلامی برپا کند، ظاهرا مردم هم از خدا خواسته بودند و منتظر یه جرقه، بعد از روشن شدن جرقه، صفحات تاریخ ورق خود تا زمانی که تمام بازاری ها اعتصاب کرده بودند، آنهام اعتصاب تمام و کمالی که حدود سه ماه طول کشید، الآن هم تو اروپا به خصوص یونان اعتصاب ها شروع شده، اما ما در ایران کسی مثل امام (ره) را داشتیم که همچون شمع سوخت، ولی در میان این همه بود و نبود، مگر همچون امامی می توان یافت، که اگر یافت شود قطعا نتیجه خواهد داد؛ بعد از جریان اعتصاب ها، آقا مصطفی خمینی (ره) را به شهادت رساندن و امام (ره) در آن وقت فرمودند که این عمل دشمنان به سود آنها نخواهد بود که اینچنین شد و قیام مردم قم در صفحه ای از صفحات تاریخ نگاشته شد، سپس بعد از آن واقعه خونین، در هر 40 صفحه از تاریخ یک صفحه به رنگ قرمز بود که از تبریز شروع شدو ادامه یافت تا اینکه بالاخره رژیم ستم شاهی به معنای حقیقی کلمه نابود شد و در نتیجه طفلی با نام جمهوریِ اسلامیِ ایران به دنیا آمد که وقتی این طفل دوساله شد مثلا بزرگان غربی عزم نداشته خود را جزم کردند که این طفل تازه به دوران رسیده را از پای در آورند، آنهم با تمام وقاحت، اما به یاری خداوند، آن طفل دوساله بعد از حدود هشت سال تحمل فشار، توانست دست به کاری عظیم زده و به تنهایی جلوی چنیدن ظالمِ زورگو مقاومت کند و حتی یک قدم هم از اهداف خویش کوتاه نیامده، اما آن نامردان بعد از نتیجه نگرفتن از حمله نظامی، دست به حمله فرهنگی زدند که متأسفانه در این مورد موفق تر بودند ولی بازهم نتیجه نخواهند گرفت، چون امثال شهید دکتر احمد رحیمی که به خاطر مختلط بودن کلاس ریاضی و به وجود آمدن موقعیت گناه به معلم و مدیر خود اعتراض می کند، هنوز در این مملکت هستند، هنوز کسانی هستند که حاضر باشند همچون شهید رحیمی به خاطر اینکه در موقعیت گناه قرار نگیرند، درس ریاضی را غیر حضوری بخوانند، هنوز کسانی مثل عباس بابایی هستند که به خاطر آلوده بودن فضای خوابگاه، به خودشان سختی دهند و حتی اگر شب خوابشان نبرد در محوطه دانشگاه ورزش کنند، آنهم با نیت فرار از شیطان! و همچنین هنوز کسانی هستند که حاضر می شوند خوابگاهی که کلی طرفدار داشت رو به خاطر اینکه به خوابگاه دختران دید داره، رها کنند و همچون شهید بابائی سختی بکشند، غربی ها به خاطر خورده شدن ساندویچی که قرار بود در کتاب رکوردها ثبت بشه، در یکی از پارکهای تهران، اونم قبل از اینکه به اون اندازه برسه که بتونه تو کتاب رکودها ثبت بشه، فکر می کنند که ما گشنه و ندیده ایم! ولی خبر ندارن که هنوز هم امثال شهید مهدی زین الدین داریم که وقتی در شب عملیات وارد سنگر می شه اونم در حالی که هیچ کس صورت او را ندیده و تقاضای یک لقمه نون وپنیر می کنه، ولی یافت نمیکنه، صدایش در نمی آید و می رود، آنهم در حالیکه افراد داخل سنگر از صدایش فهمیده بودند که مدت بسیار زیادی است که چیزی نخورده، آره ما کسایی نیستیم که به خاطر یک ساعت دیر شدن غذا، صدایمان در بیاید،چه برسه به اینکه به خاطر یه کیک و ساندیس ساعت ها راهپیمایی کنید! الگوی ما امثال شهید زین الدین هستند که در صورت نبودن غذا هم صدایشان در نمی آید؛ راستی امام (ره) بعد از شهادت پسرش گفت که این ترور ها جلوی مارا نمی گیرد، مقام معظم رهبری هم در سخنرانی هایشان این نکته را گفتند، دانشجو ها هم که با تقاضای تغییر رشته این سخنان رو به مرحله عمل رسوندن، وجدانا هر !!!آدمی!!! بود می فهمید که این مورد جواب نمیده که هیچ، بلکه به ضررش هم هست! البته هر آدمی!!!!!!!!!

در نهایت هم با تمام وجود می نویسم:

وطنم پاره تنم      ای زادگاه و میهنم         برخاک تو بوسه می زنم ایران



نوشته شده در تاریخ شنبه 90/11/22 توسط سبحان

عکس

دانلود